Mohsen Chavoshi – Yade Cheshme to Mioftam

محسن چاوشی – یاد چشم تو می افتم

لخته لخته لخته خون میچکه از جون و تنم
شعله شعله شعله ور شد همه جای بدنم
بس که پامال ستم شد دل وامونده من
مثل بازوی کتک خورده کبوده کفنم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم دادم
یاد چشم تو میوفتم جگرم میسوزه
یاد چشم تو میوفتم نفسم میگیره
نفس من که هلاک نفس هاتن سهله
نفس مرغ های کنج قفس هم میگیره
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم دادم
دیگه هر تنگ غروب این دل مجنون تنهاست
میگه اون غمزه و اون عشوه و اون خنده کجاست
تو که رفتی پی کارِت، دل بی صاحب مرده ام
مثل برگ های خزون همسفر باد هواست
مثل خورشید غروبم، خفه ام دلگیرم
از خودم از همه از عشق از انسان سیرم
ولی با این همه با یاد تو و خنده تو
نفس آخرم رو میکشم و میمیرم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم دادم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه مردم دادم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست